تبليغاتX
:: بـ نـ د ه ی عـشـق ::

المنه لله كه در ميكده باز است

    زانرو كه مرا بر در او روى نياز است

خم‏ها همه در جوش و خروشند ز مستى

و آن مى كه در آن جاست حقيقت نه مجاز است

از وى همه مستى و غرور است و تكبر

و ز ما همه بيچارگى و عجز و نياز است

رازى كه بر ِ غير نگفتيم و نگوئيم

با دوست بگوئيم كه او محرم راز است

شرح شكن زلف خم اندر خم جانان

كوته نتوان كرد كه اين قصه دراز است

بار دل مجنون و خم طره‏ی ليلى

رخساره‏ی محمود و كف پاى اياز است

بر دوخته ام ديده چو باز از همه عالم

تا ديده‏ی من بر رخ زيباى تو باز است

در كعبه‏ی كوى تو هر آن كس كه بيايد

از قبله‏ی ابروى تو در عين نماز است

اى مجلسيان سوز دل حافظ مسكين

از شمع بپرسيد كه در سوز و گدازست

 

ماه رمضان ماه پر برکتی است. برای روزه دارها صبح و شبش پر از خیر و برکت است.

حتی خواب روزه دار هم حساب ویژه ای دارد.

اصلا یکی از برکت هایش این است که راحت تر می شود خوب بود و خوبی کرد.

چون یکی از عوامل بد بودن و بدی کردن زنجیر و محدود می شود.

اما این را اول برای خودم و بعد هم برای دیگرانی مثل خودم که بعضی وقت ها

بعضی چیزها فراموششان می شود یادآوری می کنم.

حالا که شیاطین زنجیر می شوند و دستشان بسته می شود

پس هر خطایی و هر گناهی از ما آدم‏ها سر می زند، هر طغیانگری و هر نافرمانی ای،

تنها و تنها خودمان مقصریم.

هوای نفس و اثرات گناهان پیشین ...

برای اینکه ماه رمضان خوبی داشته باشیم باید همه‏ی سال را خوب باشیم

و برای اینکه همه‏‏ی سال خوب باشیم، باید ماه رمضان خوبی داشته باشیم

امید دارم روزی با اطمینان کامل این دو بیت را زمزمه کنم. بی هیچ شرمندگی و شکی

 

در خانــه ی دل مــا را جــز یــار نمی گنجد

چون خلوت یار اینجاست اغیار نمی گنجد

گـر عاشـق دلداری، بـا غـیــر چـه دل داری 

جایی که در آن غیر است، دلدار نمی‏گنجد

 

مَولایَ یا مَولایَ ...

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :
باید هشدار پدر را فراموش نکنم

وقتی که آشنایی را نشانم داد و گفت با او تنها نباش.

آن آشنا نماد بود.

نماد آدم های بی نماز و بی ادب.

باید فاصله را رعایت کرد

وگرنه عواقب گستاخی های آنان دامنگیر غیر آنان هم خواهد شد.

 

پناه بر خدا

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :
بسم الله

این عکس پایین٬ عکس یک مکان تاریخی است. یک قبرستان.

نام این مکان تاریخی تا یکی دو سال پیـش این بود: "قـبرستـان انـگلیـسی هـا"

اما بعد از آن وقتی از کنارش رد می شوی٬ روی تابلویی که آن را معرفی می کند

یک نام جالب تر می بینی: "قبرستان متجاوزین انگلیسی"

به نظر من برای این مکان٬ چنین نامی شایسته تر از هر نام دیگری است.

شاید قبلی ها حواسشان به متجاوز بودن آن ها نبوده!

 

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :
آغاز ابرها

در ساعت یک است به وقت نجف

کمی پس از دو

باران گرفت در کنار بقیع

درست ساعت سه طوفان شد

در کربلا

حالا به ساعت من

فقط کمی به لحظه موعود مانده است.

علیرضا قزوه

ظهر دیروز

روز جمعه

جمعه ی میلاد آقا

دلم لرزید وقتی اذان را شنیدم.

اذان ظهر روز جمعه ی میلاد آقا چه غریب بود.

غربتش از جنس ظهر عاشورا بود.

"أشهدُ أنَّ مُحمّداً رسولُ الله"ش دل را آتش می زد.

به یاد فاطمه ی محمد. به یاد حسینش و به یاد زینبش.

 

دیگر هیچ فقط این که ...

یا این دل شکسته ما را صبور کن

یا لااقل به خاطر زینب ظهور کن

دیگر بتاب از افق مکه ماه من

این جاده های شب زده را غرق نور کن

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :

 

** تو آشنا ترینی و غربت نصیب توست **

زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست

دهــد  گـواه  دل  مـن  امام  ما  تـنهـاســت

زمـان زمـان نفاق و خـیانـت و پسـتی است

اگــر چه عــصـر ظهـور محـبت مـولاسـت

 ز هــر زمان که گذشـته وظیـفـه مـشکل تـر

ولایـت اسـت غریـب و غریـبی اش پیداست

هر آنچه می‏گذرد حفظ دین به خون دل است

شهادت است که راه نجات از این غوغاست

دعـا کـنـیــد بـیــایـــد امــام و صــاحـب مــا

هـر آنکه گشت غلامش همیشه پا بر جاست

بــیا و بـاز کن ایـن در که سخـت مـحتاجـیم

بـبـیــن هـنـوز دل مـا شکـسـتـه‏ی زهراست

در امــتــحـان ولایـــت مـــرا قــبــول نـــما

شـفاعـت تو ز شـیعه در این زمان زیباست

****

عیدتان مبارک

 

دلم آرامشی سبز را جستجو می کند.

خوش به حال شهدا.


 انسان‌هاى پاك قبل از ظهور مهدى(عج) در ميدان‌هاى مجاهدت امتحان مى‌شوند

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :
اگر بدون اندیشیدن، همه ی حرف های دلمان را بر سر زبان آوردیم،

آنوقت دیگر محرم اسرار نخواهیم بود.

محرم اسرار الهی.

 

 

نوشته : بـ نـ د ه ی عـشـق    نظرات :

نگاه می‏کنم از نو، به راه طی شده تا خاک از بهشت برین

گناه می‏کنم از نو، مرا دوباره همانگونه عاشقانه ببین

من از سلاله‏ی کوهم، شکسته‏های شکوهم به زیر پای تو ریخت

تو از قبیله‏ی ماهی، همیشه چشم به راهی از آسمان به زمین

چه زخم‏های عمیقی، چه نکته‏های دقیقی درون چشم تو اند

چه خط کارگشایی، چه ماه راه‏نمایی، نشانده‏ای به جبین

تو در کجای قرونی؟... نه پیش و پس نه کنونی، نه در عبور و سکون

شبیه شک و یقینی ، عیان و پرده نشینی، نه آنچنان نه چنین

برای گمشده یاری ، برای خسته دیاری ، برای جاده سوار

برای خانه چراغی ، برای چلچله باغی ، برای حلقه نگین

دو روز با تو پریشان ، دو روز بی تو هراسان ، قرار من به کجاست ؟

مرا بخوان که بمانم ، مرا که در نوسانم  میان شک و یقین

قسم به ابر بهاران ، به دانه دانه ی باران ، که آبروی منی

خدا کند که نریزی ، خدا کند که نباری ، سحاب قله نشین

                                                                                               محمدرضا طاهری

 

به روایت لینک:
مقام معظم رهبری : [ بازدید ]
آیت الله صفایی بوشهری : [ بازدید ]
رییس جمهور : [ بازدید ]
رجانیوز : [ بازدید ]
کتاب کاریکاتور هلوکاست : [ بازدید ]
گالری معلی : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...