تبليغاتX
:: بـ نـ د ه ی عـشـق ::

عشق اصیل

 

مي خواهم از عشقي بگويم كه جاودانه بود و بي نظير.

مدعيان عشق وادار به تعظيم مي شوند در مقابل اين عشق آسماني.

علي و فاطمه عاشقانه يكديگر را دوست مي داشتند و گواهش چاهي است كه نداي علي را در خود فرو مي برد بعد از مرگ فاطمه. شكستن پهلوي فاطمه و دم بر نياوردنش تا لحظه ي مرگ حكايت از عشق ابدي او داشت كه مي خواست مرد زندگي اش بيش از اين غم نخورد و شكسته نگردد.

علي و فاطمه ساكنان غريب مدينه بودند چون علي را از خلافت گرفتند و همسرش را با جور و جفا به زمين زدند و پهلويش را شكستند و طفلش را از او گرفتند. غريبانه زندگي كردند و با هم خوش بودند چون خدا را داشتند.

علي و فاطمه گرسنه مي خوابيدند اما با وجود گرسنگي به هم عشق مي ورزيدند چون مي دانستند تنها پول نيست، تنها غذا نيست و تنها لباس نيست كه انسان ها را به هم متصل مي كند، بلكه عشق به خداست كه عشق خانواده را روشن مي كند.

اي كاش جوانان امروز عاشقانه يكديگر را بخواهند و به ياد اين عشق ابدي، عشق را مقدس بدانند و پاس بدارند آن را و به تمسخر نگيرند و با كارهاي زشت و ناشايست آن را به پليدي نكشانند.

به ياد عشق پايدار فاطمه و علي و به اميد اينكه همه ي آن ها كه در ناز و نعمت زندگي مي كنند حرمت عشق را حفظ کنند.

 

!! نوشته شده توسط بـ نـ د ه ی عـشـق | 10:24 | سه شنبه 27 آذر1386 •

بسم الله

سلام.

انشالله توي اين روزاي سرد كه البته سردتر هم خواهد شد، دمتون گرم باشه و ناخوش احوال نباشين.

خوبه يه چيز هم يادمون باشه. اونهايي كه سرپناه و جا و مكان گرمي ندارن رو از ياد نبريم و اگه تونستيم كمك حالشون باشيم. اگر مادي نشد، حداقل معنوي به يادشون باشيم و دعاشون كنيم كه ... (هركسي هرجور خواست دعا كنه براشون).

 

اما بعد؛ باز هم يه علامت سوال توي ذهنم شكل گرفت اونم در مورد واژه اي كه در عين تكراري بودنش، تازه و جذابه. از به هم پيوستن سه تا حرف بوجود مياد: ع ش ق.

نظرتون در مورد حالت زميني اين قضيه چيه؟ عشق بين دو هم نوع . اين عشق چه خصوصياتي بايد داشته باشه كه حقيقي و زيبا و ماندگار باشه؟

اصلا با توجه به شرايط دنياي امروز و مادي گرايي انسانها، شما براي همچين كلمه اي اون هم در روابط آدم ها با هم، وجود و ارزشي قائل هستيد؟

فكر مي كنم اونهايي كه به اين سوال جواب ميدن به اين دو دسته محدود ميشن: كساني كه دركش كردن و كساني كه هنوز به طور واقعي نفهميدنش. شايد دسته هاي ديگه اي هم باشن كه شما ميشناسيد و من نمي شناسم.

جوابتون ارزشمنده.

 

راستي؛ از اينكه هواي بنده رو داريد ممنونم. چشمتون درد نكنه.

دست شما بي بلا

سفرتون كربلا

عمرتون پربها.

 

!! نوشته شده توسط بـ نـ د ه ی عـشـق | 1:21 | پنجشنبه 15 آذر1386 •

کعبه و بقیع و ... دل ما که رفت

اين روزا براي خيلي ها روزاي عشق و صفاست. حاج خانوما و حاج آقاهاي آينده رو ميگم. عده اي رفتن و بقيه هم در تب و تاب و پر از اشتياق رفتن. ما كه جا مونديم چيكار كنيم؟! همه مون وقتي مسافراي سرزمين نور رو مي بينيم ناخودآگاه بغض مي كنيم. كدوم مؤمنيه كه دلش نخواد به اين توفيق برسه؟! توفيق زيارت. خيلي زيباست بودن در كنار مزار رسول الله و بقيع نوراني ولي خاموش. قدم گذاشتن توي مسجد الحرام با عظمت و شكوه ، طواف كعبه و ... همه ي اينها درست اما همه يه چيز رو خيلي خوب مي دونيم. اينكه اگر جزء دعوت شده ها باشيم يا بين بقيه ي مسلمونايي كه مثل خودمون و به هر دليلي جا موندن و يا اصلاً ساكن سرزمين كفر باشيم، وظيفه مون خوب و زيبا بندگي كردنه. اينكه راضي باشيم به رضاي او كه صلاح و سعادت ما رو ميخواد. آخر مراسم دعاي كميلي كه مستقيم از مدينه پخش ميشد، سروده ي زيبايي خونده شد كه حيف ديدم اگه اينجا تكرار نشه. من كه لذت بردم از شنيدنش اميدوارم شما هم بخونيد و حض ببريد.
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط بـ نـ د ه ی عـشـق | 8:36 | جمعه 9 آذر1386 •

.

 

تجارب تلخ بسان پل هايي هستند براي عبور از خامي ها و رسيدن به كاميابي ها و مبدل شدن به انساني كامل.

اما نه براي همه؛

تنها براي آن ها كه مؤمناني متفكر و اميدوارند.

*‌ * * * ‌* * * * * * * * * * *‌ * * * * * *‌ *‌ *

گر چه كامي تلخ داري، زان نبايدها كه شد

ليك با اميد و ايمان و تفكر شاد گردد كام تو
!! نوشته شده توسط بـ نـ د ه ی عـشـق | 22:8 | سه شنبه 6 آذر1386 •

RSS